مفهوم “مردم سالاری دینی” در نظام سیاسی ایران

حاکمیت در اسلام یکی از موضوعات ریشه ای است که به زندگی پیامبر اسلام برمی گردد و وی اولین بنیانگذار حکومتی در تاریخ اسلام بود. پس از پیامبر (ص) ، اصل ضرورت حکومت اسلامی مورد قبول همه مسلمانان قرار گرفت و از سوی هیچ یک از صحابه و علما مورد سال قرار نگرفت. بنابراین ، نیاز به حکومت در اسلام یک سال مشخص است و س mainال اصلی در این زمینه نوع حکومت و رابطه آن با مردم از دیدگاه اسلام است. در ایران ، وقتی انقلاب اسلامی ایران در سال 1979 از دولت استبدادی به حکومت اسلامی تغییر یافت و رهبران انقلاب ، به ابتکار امام خمینی (ره) ، شروع به توضیح دیدگاههای اسلام در مورد حکومتداری و رابطه آنها با دموکراسی آیت الله علی خامنه ای ، رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران ، در مقاطع مختلف در طی سالهای مبارزه انقلابی و پس از پیروزی ، با استفاده از اصطلاح “مردم سالاری دینی” دیدگاه های اسلامی در مورد حکومتداری و وضعیت افراد در حکومت اسلامی را توضیح داد. ” این مقاله عمدتاً مقدمه ای مختصر برای توضیح مفهوم “مردم سالاری دینی” است که نوع حکومت در جمهوری اسلامی ایران را نشان می دهد.

در عبارت “مردم سالاری دینی” ، مفهوم “مردم سالاری” مستلزم پایبندی به نظر مردم و مفهوم “دین” پیروی از خداست ، که در دوره غیبت امام معصوم ، تحقق می یابد به شکل پیروی از ولی فقیه. بنابراین ، در نگاه اول ، به نظر می رسد این ترکیب تناقض درونی دارد. اساساً ، از نظر توحیدی ، حاکمیت فقط به خدا تعلق دارد و هر کس غیر از خدا فقط با تعیین مستقیم از جانب خدا ، حق حکمرانی دارد [1]. در این رابطه ، آیه قرآن چنین خوانده شده است: “بگو:” خدایا ، استاد اقتدار مطلق. تو به هر کسی که اختیار می دهی اختیار می دهی و از هر کسی که بخواهی اختیار می گیری “” [2]. بنابراین س fundamentalال اساسی این است: چگونه می توان اطاعت از خواست مردم و اطاعت از خدا را در یک “مردم سالاری دینی” ترکیب کرد؟ این س canال را می توان تحت جنبه های مختلف مورد بررسی و پاسخ قرار داد که در اینجا به دو مورد اشاره شده است ، که مهمترین و مهمترین عناصر مردم سالاری دینی است.

اولین نکته این است که اسلام بر اساس عقلانیت بنا شده است. بدیهی است که در اسلام و البته در تمام ادیان ابراهیمی ، دینداری و اطاعت از خدا معنا پیدا می کند و زمانی پذیرفته می شود که مبتنی بر انتخاب آزاد و منطقی باشد. در قرآن کریم ، عدم کاربرد عقل توسط مردم بارها محکوم شده و عقل تسبیح شده است [3]. بعلاوه ، در برخی روایات و احادیث شخصیتهای مهم اسلامی ، در بسیاری از موارد بر استدلال و تفکر تأکید شده است؛ به عنوان مثال ، پیامبر فرمود: “هیچ شخصی برای هیچ دینی دلیلی ندارد” [4]. بنابراین ، دینداری و اطاعت از خدا بر اساس عقلانیت و انتخاب انسان است. و به عنوان مثالی دیگر ، حضرت علی یکی از مهمترین اهداف رسالت پیامبران را بیداری عقلانیت بشری دانست: “گسترش گنجینه های خرد در میان انسانها” [5] بنابراین ، در قلب مفهوم دین و اطاعت از خدا ، توجه به انسان و انتخاب اوست ، زیرا ارزش گذاری عقلانیت انسان در گرو ارزیابی ارزش و اختیار اوست. به عبارت دیگر ، عقل نظری و عقل عملی ارتباط تنگاتنگی دارند. بر این اساس ، حکومت الهی حکومتی است که برای اعتلای عقلانیت مردم ، به انتخاب مردم اهمیت داده می شود. حضرت آیت الله خامنه ای با استناد به سخنان فوق الذکر حضرت علی معتقدند که انتقال اندیشه و شعور مردم از سطح نظریه به عمل یکی از اصول رسالت پیامبران است ، از این رو رژیم استبدادی را نفی می کند و مردم سالاری دینی را اعلام می کند:

“در حاکمیت اسلامی ، اصل اساسی و فرضی این است که هیچ سلطه جبری منطقی نیست. هر جا سلطه اجباری باشد جامعه و نظام اسلامی وجود ندارد؛ هر جا حکمرانانی باشند که به مردم خود اجازه تفکر و تصمیم ندهند ، جامعه و نظام اسلامی وجود ندارد. جامعه اسلامی جامعه ای است که طبق تعالیم و رهنمودهای پیامبران خدا ، مردم فکر و تعقل کرده اند و از این رو قدرت تصمیم گیری دارند … حتی رهبر معظم نظام اسلامی ما که برگرفته از دین است و اسلام توسط مردم انتخاب شده است … مردم سالاری دینی عبارت است از توجه به خواسته های مردم ، درک خواسته ها و رنج های آنها ، به این معنی است که به مردم اجازه می دهیم نقش های خود را بازی کنند. در سیستم حکومتی پیامبران الهی ، همه انسانها باید بتوانند یاد بگیرند. “[6].

نکته دوم جایگاه ویژه “کرامت انسانی” در اسلام است. خداوند انسان را در قرآن گرامی داشته است: “ما یقیناً فرزندان آدم را گرامی داشته ایم” [7] بر این اساس ، هر عملی که خلاف کرامت انسانی باشد ، در اسلام منع شده است و بدیهی است که نادیده گرفتن خواست انسان از مصادیق بارز آن است. نقض کرامت انسانی از نظر آیت الله خامنه ای ، منطق مردم سالاری دینی حول کرامت انسانی می چرخد:

“در جهان بینی اسلامی ، نظر و دیدگاه مردم بر اساس کرامت انسانی در نزد خداوند متعال معنی دار و معتبر است. … ولایت [ولایت] زمانی قابل قبول است که توسط قانونگذار الهی تأیید شده باشد و اعتبار توسط قانونگذار الهی به این معنی است که شخصی که به او قیمومیت – در هر سطح از سرپرستی – داده شده است ، باید دارای صلاحیت و صلاحیت باشد ، یعنی رعایت درستی و خداپسندی ، و مردم نیز باید آن را بپذیرند. این امر وجود دموکراسی دینی است “[8].

و مطمئناً ، از دیدگاه اسلام ، کرامت انسانی منوط به زیر پا گذاشتن حدود الهی است ، به عبارت دیگر ، مرتکب اعمال مضر برای افراد و جامعه نمی شود. در روایات اسلامی ، حفظ کرامت انسانی را نمی توان با ارتکاب گناهان [9] و پیروی از خواسته های بد همراه کرد [10]. بنابراین ، گزینه های خارج از چارچوب قوانین اسلامی – که حفظ کرامت انسانی را تضمین می کند – با دموکراسی دینی سازگار نیست. به همین ترتیب ، براساس اولین نکته ، گزینه های مغایر با عقلانیت و مبتنی بر جهل با دموکراسی دینی سازگار نیستند. اساساً صفت “مذهبی” در “مردم سالاری دینی” پیش فرض این است که تعالیم و دستورات دین عقلانیت ، عزت و تعالی انسان را تضمین می کند. به همین دلیل است که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ، شورای نگهبان قانون اساسی وظیفه نظارت بر احترام به مفاهیم دینی در تصمیمات پارلمان و صلاحیت نامزدها و همچنین مجلس خبرگان منافع را تضمین می کند. وجود صلاحیت اسلامی – عدالت و دانش از قوانین اسلامی – در مقام رهبر و به طور مداوم بر وی نظارت دارد.

اینجاست که تفاوت اساسی بین دموکراسی سکولار غربی و دموکراسی دینی ظاهر می شود. در دموکراسی دینی ، مرکزیت انسان ، آزادی او ، کرامت انسانی و سایر ارزشهای انسانی تنها زمانی معنا می یابد که با واقعیت عالی ، یعنی گفتن خدا و اراده الهی مطابقت داشته باشند. با این حال ، دموکراسی های سکولار ، بیشتر مبتنی بر پیش فرض های مادی ، به طور کلی انسان ها را به موجودات سودمند تعریف و محدود می کنند ، محکوم به دنبال منافع آنها به هر قیمتی. به عنوان مثال ، در جوامع سرمایه داری دموکراتیک معیار اصلی و عامل تعیین کننده “سرمایه” است ، همان واقعیتی که باعث می شود افکار عمومی نادیده گرفته شود ، همانطور که در موارد مختلف اتفاق افتاده است و به نفع اقلیت ثروتمند نادیده گرفته می شود . در حالی که در دموکراسی های مذهبی ، با کمک نسخه های الهی و قوانین ، این رفتارهای دستکاری کننده و ظالمانه به حداقل می رسد.

یادداشت ها:

[1] امام خمینی ، المكاسب ال محرمه: 160/2.

[2] قرآن ، 3:26.

[3] در قرآن کریم ، کلمات مشتق شده از “دلیل” 49 بار استفاده شده است. در 25 آیه از قرآن کریم ، غیر منطقی بودن به شدت محکوم شده و در 23 آیه بر این دلیل تأکید شده است.

[4] توحف العقول ، ص. 54.

[5] نهج-اول-بلاغا (سبحی صالح) ، خطبه اول.

[6] آیت الله خامنه ای ، خطبه نماز جمعه ، 3 دسامبر 1982.

[7] قرآن ، 17: 70.

[8] آیت الله خامنه ای ، سخنرانی در جلسه با اساتید دانشگاه و دانشجویان قزوین ، 17 دسامبر 2003.

[9] غورال الحکم و دورارالکلیم: 634.

[10] نهج البلاغه (سبحی صالح) ، 555.

با french.khamenei.ir

IRNA فرانسوی زبان را در توییتر @ Irnafrench دنبال کنید